دوباره ، همان هميشگى ....
خيلى وقته از همه چى مى گذره ، خيلى وقت يعنى يك عمر ، يك عمر يعنى به اندازه ثانيه هايى كه از دست رفتند ... تلخ ، شيرين ، سخت ، غمگين ، تنها گذشت ، و گاهى هم نگذشت اولين سال كه وبلاگم باز شد غمگين ترين شروع رو در خودم حس مى كردم به دنبال فرار بودم ، فرار از قلب همين دنيا ، يعنى قلب دنيا كجا بود ؟؟؟؟؟؟ احتمالا همين جاييه كه وايسادم .... خيلى وقتا زمين خوردم تا بزرگ شدم .... حالا يه عمر گذشته اما بلند شدم .
برچسب:
نویسنده: آریا امینی
تاريخ: چهارشنبه
7 مرداد
1405 ساعت: 0:25